برای خودم نوشتم شما هم بخونید
  
 یادداشتهای سرگردان. خودمه میخوای بخون  نظر بده وگرنه بازم بخون اگرنظر نمیخوای بدی عیب نداره بازم بیا
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
 
سه شنبه 15 اسفند ماه سال 1385
عنوان نداره

سلام خدای خودم چطوری؟

داشتم امروز فکر میکردم وقتی همه چیزو میسپورم بهت وکارم رو انجام میدم.(نه اینکه دست رو دست بزارم)و نتیجه اش رو واگزار میکنم به اینکه اگه به صلاحم بود جورش کن وگرنه هرچی خواهش تمنا کردم قبول نکن.چقدر خیالم راحته وچه اطمینان و قدرتی رو پشت سرم حس میکنم .

از یه طرف وقتی کاری میکنم که حتی خجالت میکشم باهات حرف بزنم نگرانم که نکنه ولم کنی تو بیابون برهوت بی خیالم بشی بگی بابا این آدم بشو نیست .سرش به گردنش هر کار دلش خواس بکنه.به درکتنمو میلرزونه .

قربون شکل ماهت بزن تو سرم آدمم کن ولی ولم نکن.

5 شنبه ای امتحان  داشتم.

اگه به صلاحم بود کمک کن قبول شم.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 10420


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها